سراج24 - حدیث اقبال: بیتردید یکی از اصول بنیادی سیاست در اسلام، نگرش تربیتی آن در جهت فضیلت مداری است. فضیلت گرایی وجه تمایز سیاست اسلامی از سیاست دنیای مدرن و برخی از مکتبهای دیگر است. اساسا سیاست اسلامی نه بر نفع و منفعت فردی یا گروهی بلکه بر وظیفه هدایت، تزکیه و راهبری جامعه به سوی سعادت استوار شده است. از این جهت در اخلاق زمامداری در اندیشه اسلامی باید معطوف به رشد حاکم و مردم باشد، باید پیشاپیش خود را تعلیم و تزکیه داده و سرانجام بتواند شایستگی لازم را برای رهبری جامعه بیابد. تمام اصول اخلاقی دیگر در زمامداری بر این اصل مبتنی هستند. بنای نظام جمهوری اسلامی بر مبنای دستورات، تعالیم و آموزههای انسانساز اسلام موجب جاری شدن دستورات اخلاقی اسلام در همه امور جامعه اسلامی شده است. رعایت اخلاق اسلامی در همه امور و رفتارها، از جمله مصداقهای عملکرد بر مبنای دستورات و آموزههای اسلامی است. در واقع، پایبندی به اخلاق و رفتار اسلامی از جمله شاخصهای پایبندی به آرمانهای انقلاب اسلامی و خط امام و رهبری است. اخلاق اسلامی خود متشکل از مولفههای بسیاری است که با توجه به آنها حدود پایبندی نامزدهای انتخابات به اخلاق اسلامی در عرصه مدیریت جامعه اسلامی نمایان میشود.
از جمله این مولفهها میتوان به دوری از فساد و برخورد قاطع با فاسدین در عرصههای گوناگون فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد، چرا که از جامعه اسلامی و اخلاق محور جز این انتظار نمیرود. از سوی دیگر احتیاط و دقت فراوان برای رعایت عدالت از واجبات جامعه اسلامی است. در دستورات اسلامی در موارد بسیاری بر سادهزیستی و دوری از طبقاتی ساختن جامعه تاکید شده است از این رو عملکردهای حتی جزئی نیز باید از روی مطالعه و واقع بینی باشدو در همین ارتباط از دیگر مولفههای اخلاق اسلامی میتوان به داشتن روحیه دلسوزی نسبت به رنج و مشکلات مردم و به ویژه بخشهای نابرخوردار جامعه تاکید کرد، چرا که حساسیت نسبت به مشکلات مردم جامعه و تلاش برای حل آنها با روحیهای جهادی موجب تقویت هرچه بیشتر نظام اسلامی و ناکام ماندن توطئههای دشمنان داخلی و خارجی نظام میشود.
شجاعت در رفتار و برخوردار بودن از روحیه تصمیم گیری نیز از دیگر جنبههای اخلاق است. در دستورات انسانساز اسلام به شجاعت در برخورد با دشمنان اسلام و در برابر ظلم و ستم و داشتن روحیه چاره جویی و حل مشکل تاکید شده است. بدون شک چنین مولفههایی خود بر مبنای مولفههای دیگری از اخلاق اسلامی چون دینمداری و رعایت تقوا و انصاف در رفتار، گفتار و عملکرد فردی و اجتماعی است. ایمان به کارآمدی نظام اسلامی و توان آن در فائق آمدن بر مشکلات کنونی، و باور به لزوم پیگیری و عقلانیت برای حل مشکلاتی که گریبانگیر مردم است چرا که در صورت عدم وجود چنین ایمانی در فرد، او در برابر فشارهایی که بر نظام اسلامی وارد میشود به حالت سردرگمی میرسد، و به جای روحیه چاره جویی از تصمیم گیری برای حل مشکلات باز خواهد ماند.
بنیادهای اخلاق اسلامی زمامدار را موظف میکند که به حرفهایی که زده و وعدههایی که به مردم داده است پایبند باشد و مبادا مردم فکر کنند که در جامعه اسلامی و اخلاق مدار، زمامدار سیاسی حرفهای زیبایی زده و در عمل تلاشی درخور در راستای تحقق آن وعدهها نکرده است. هر صحبتی در عمل تعهدی به همراه دارد و در جامعه انتظار آفرینی میکند. در نهایت آنکه در جامعه اسلامی و اخلاق محور، اهتمام به بهبود وضعیت مردم و کاهش فقر در جامعه و ارتقای شاخصهای فرهنگی، در حال حاضر رسالتی الهی برای زمامداری است که قدرت را در قوه مجریه بر عهده گیرد.



